کمیل وتوسل به پرچم امام حسین
بدون عنوان
کمیل بعد از خستگی در روز تاسوعا
کمیل وپسر عمه رضا به همراه عزاداران ارتش
کمیل در مراسم عاشورای حسینی
قربون پسر گلم برم كه اينقدر از اين عمو ترسيده كميل جان اين يه رسميه كه ني ني كوچولوها رو تو روز عاشورا ميدن بغل شخصي كه نقش حضرت ابوالفضل رو ايفا ميكنه ما هم تو رو برديم داديم بغلش البته من اصلا موافق اين كار نبودم ولي چون كه يكي از فاميلها نذر كرده بود اين كارو كرديم ...
نویسنده :
مامان کمیل
8:36
بدون عنوان
عزيز مامان ديروز جمعه بود وباهم رفته بوديم به همايش شير خوارگان قربون پسر گلم كه اينقدر با ماماني همكاري ميكنه اولش ميترسيدم گريه بكني اخه وقتي تو ي جمع ميري گريه ميكني ولي اصلا اذيت نكردي الهي مامان فدات بشه اين عكسها رو هم اونجا عمه ندا گرفته بچه هاي خودشو هم اورده اون خانم كوچلوي ناز يكتا جونه وعاشق تو .ماماني نميدوني چقدر تو رو دوست داره وداداشش هم محمد مهدي چه پسر نازي قربونش برم من
نویسنده :
مامان کمیل
10:30
بدون عنوان
زره پوشيده از قنداقه، بي شمشير مي آيد شجاعت ارث اين قوم است، مثل شير مي آيد به روي دست بابا آسمان ها را نشان كرده چقدر آبي به اين چشمان بي تقصير مي آيد! زبانش كودكانه است و نمي فهمم چه مي گويد ولي مي خوانم از چشمش كه با تكبير مي آيد به چيزي لب نزد جز آه از لطف ستم، اما نمي دانم چرا از دست دنيا سير مي آيد! جهاني را شفاعت ميكند با قطره ي اشكي كه از چشمش تو گويي آيه ي تطهير مي آيد الهي بشكند دست كماندار تو اي صياد كه آهو برَه اي شش ماهه در نخجير مي آيد چه زخمی خورده آیا بر کجای طفل شش ماهه!؟ كه با خون دارد از اين زخم بوي شير مي آيد! بخواب اي كودكم، لالا...، كه سيرابت كند دشم...
نویسنده :
مامان کمیل
8:42










