بدون عنوان
کمیل جان :
دوست دارم کمی از این روزهها برات تعریف کنم ولی نمیدونم ازکجا شروع کنم از چی بگم
از خنده های نا تمومت
از شیطونیات
از...........
هر کی رو میبینی خودتو میندازی بغلش
هرکی که میاد خونمون موقع رفتن دوست داری باهاش بری و میزنی زیر گریه(این یه عادتیه که مامانی خیلی بدش میاد ) انشااله یواش یواش ترکش میکنی
پسر گلی مامان الان که دارم این مطالب و مینویسم اولین باره که به این آسونی خوابیدی
آخه خیلی سخت می خوابی بعضی روزهها مجبورا میبریمت بیرون وتو ماشین میخوابونیمت تا نصف شب بیداریم خلاصه اینکه سرتو درد نیارم موضوع خواب تو خونه ما یک مشکل اساسیه اینم انشااله درست میشه پسر عزیز مامان یادت باشه همیشه تو کارات به خدا توکل بکن
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون عنوان
